به نام خداي مهربان
من معلم ادبيات هستم ؟
همه ي ما اعتقاد داريم كه معلم ادبيات بايد دانش آموز را نسبت به ادبيات علاقه مند كند و ذوق ادبي او را برانگيزد تا ديد احتمالاً منفي بعضي دانش آموزان را نسبت به اين درس تغيير دهد اما گاهي به معلماني برمي خوريم كه متأسفانه نه تنها اين انگيزه را ايجاد نمي كنند كه باعث بدبيني نسبت به ادبيات مي شوند وقتي چنين معلمان ادبياتي داشته باشيم اصلاً نبايد تعجب كنيم كه دانشجويي در برگه ي امتحاني خود « منصور حلاج » را « منثور حلاج » بنويسد .
اين ايرادات به كجا بر مي گردد؟ اگر خواسته باشيم علت يابي كنيم مي توان دلايل گوناگوني را پيدا كرد كه به يكي از آن ها اشاره مي كنيم .
چند سال پيش جايي درس مي دادم و در همان حال دانشجوي كارشناسي ارشد نيز بودم . يكي از معلمان ادبيات به حالت تمسخر به من گفت : « چرا اينقدر به خودت زحمت مي دهي و هر هفته به تهران مي روي و مي آيي من فقط با هشتاد هزار تومان ليسانسم را گرفتم و حقوقم از تو بيشتر است .» و البته بعد معلوم شد كه ايشان از دانشگاهي فارغ التحصيل شده اند كه در سال قبولي او ،سي نفر دانشجو مي خواسته اما فقط بيست و پنج نفر ثبت نام كرده بودند . حال بماند كه استادان آن دانشگاه از نظر علمي در چه سطحي بوده اند و اين دانشجويان چگونه نمره گرفته اند . اين معلم همان كسي است كه از من مي پرسد : « پيران » و « يَسه » چه كساني هستند .
براي يك معلم ادبيات مي توان دو دسته ويژگي در نظر گرفت : يكي ويژگي هاي عام و دوم ويژگي هاي خاص .
ويژگي هاي عمومي معلم مربوط مي شود به آراستگي ظاهر و لباس ، لحن وبيان ، تسلط علمي و نظم وانضباط كه براي تمام معلمان از ضروريات است اما ويژگي هاي اختصاصي يك معلم ادبيات كه به نظر ما اين ويژگي ها اگر در معلمان درس هاي ديگر هم باشد مي تواند در شيوه ي تدريس آن ها بسيار مفيد باشد اما براي معلم ادبيات بسيار ضروري و حتي از واجبات معلمي اش است .
يكي از اين ويژگي ها از حفظ داشتن اشعار پرمفهوم و حضور ذهن بسيار قوي است تا بتواند به موقع و متناسب با موضوع از حافظه ي خودش كمك بگيرد . همه ي ما احتمالاً خاطره اي از حاضرالذهني معلمانمان به ياد داريم و قاعدتاً يك دانش آموز از معلم ادبيات خودش انتظار اشعار بيشتري دارد تا از معلم رياضي اش .
ديگر اين كه يك معلم ادبيات بايد نمونه هاي زيباي ادبيات خودمان و ديگر كشورها را در كلاس بخواند تا دانش آموزان را به اين در س بيشتر علاقه مند كند .
طرز بيان معلم و شيوه ي خواندنش در اين تأثير گذاري بسيار اهميت دارد معلم بايد هنگام خواندن شعر و داستان و يا هر قطعه ي ادبي ديگر با نگاه هاي نافذ خودش تمام كلاس را زير نظر داشته باشد به صداي خودش زير و بمي مناسب بدهد .گاهي سكوت كند و وضعيت كلاس را ارزيابي نمايد . از حركات دست غافل نشود و اين نكته را بداند كه دست ها افسون مي كنند و در مجموع شرايطي را فراهم كند كه دانش آموز را در تسخير خود داشته باشد البته براي معلمي كه مطالبش را از حفظ مي گويد انجام دادن اين كارها راحت تر است . دانش آموز بايد از كلاس ادبيات لذت ببرد و اين امر با خواندن مطالب گوناگون حاصل مي شود و نه فقط مطالب كتاب . ما بايد يادمان باشد كه علاوه بر تمام كردن مطالب كتاب وظيفه ي مهمتري داريم و آن آشنايي دانش آموز با فرهنگ و ادبيات كشور خودمان و ديگر كشورهاست .اما فراموش نكنيم كه ممكن است از آن طرف بام بيفتيم . معلماني را مي شناسيم كه بيشتر از اين كه به دانش آموز لذت ببخشند خودشان از شعر و داستاني كه مي خوانند لذت مي برند و اصلاً فراموش مي كنند كه كتابي هم در كار است و دانش آموز بايد آن كتاب را امتحان بدهد و چقدر نمره ي اين امتحانات براي او حياتي هستند . اين معلمان هم چندان بي تقصير نيستند زيرا در آخر سال مجبورند پشت سر هم درس بدهند و كلاس اضافه بگذارند ( به احتمال زياد با تقاضاي حق التدريس اضافه ) تا خوش گذراني هاي طول سال را جبران كنند .
يكي ديگر از ويژگي هاي معلم ،خط خوش اوست . مي گويند خط ، نشان شخصيت است و از معلم ادبيات انتظار مي رود كه بعد از خواندن اين همه متون ادبي خط و شخصيت برجسته اي داشته باشد پس معلم ،علي الخصوص معلم ادبيات بايد تلاش كند كه خطي خوش از خودش به جا بگذارد و اين نكته را هميشه يادمان باشد كه دانش آموزاني هستند كه منتظرند خط معلم خودشان را روي تخته سياه ببينند .
اين ها كه گفتيم فقط چند نكته ي كوچك در كلاس بود بماند كه قبل از رفتن به كلاس چه مسئوليتي سنگيني بر عهده ي ماست .